X
تبلیغات
favorit-girl

















favorit-girl

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت22:49توسط arnika-xxr | |


یه شب با هم دیگه می ریم از اینجا تا آخر دور

من واسه تو تو واسه من یه عمر می شیم سنگ صبور

یه شب تو بوم نقاشی میون ابرا می شینیم

مطمئنم که اون زمون عشقو قشنگتر می بینیم

یه شب فقط برای هم شعرای رؤیایی می گیم

فقط برای ما شدن از عشقِ دریایی می گیم

یه شب پرنده می شیم و می ریم تا یک رنگین کمون

اون وقت بهت می گم منو تا آخرش عاشق بدون

یه شب یه تورِ مشکیو رو پوست نازت می کشم

تو تاریکیش گم میشم و می رم و پیدا نمی شم

یه شب قدمهای تو را کنار لبهام می برم

با قیمت یه عمر وفا یه بوسه از اون می خرم

یه شب گلای عالمو شاخه به شاخه می چینم

می خوام خجالت زده شم وقتی چشاتو می بینم

یه شب آخر جادو می شم از این همه نازُ ادات

از عزیزم گفتن تو فدایِ یک تار موهات

یه شب همه دریاها را تو حوض سینه جا می دم

یه مهمونی با ماهی ها واسه دل شیدا می دم

یه شب نگین چشماتو رو تاجِ دنیا می ذارم

یعنی میشه من تا ابد سر از پاهات برندارم؟

یه شب آتیش بوسه هات کوه یخو آب می کنه

از خجالت گونه هامو غرق یه سیلاب می کنه

یه شب حریم صبر ما می شکنه و رها می شیم

بذار با اطمینان بگم برای هم خدا می شیم

یه شب تموم رؤیاهام رنگِ حقیقت می گیرن

ولی یه ترسم اینجا هست نیای و بی تو بمیرن

...............................................................

رفتنت درسته چون موندن با من اشتباه بود

تو چشم روشن می خواستی ولی چشم من سیاه بود

یادته بهم می گفتی که واسم شعر نمی خونی

این تلافیش من که گفتم آخرش تو نمی مونی

به خدا سخته جدایی اونم از یه بی وفایی

ولی خُب حقیقت اینه من بخوام ،نخوام،رهایی

همیشه خدانگهدار سخته اما چاره ای نیست

دل تو می خواد جدا شه دل من که کاره ای نیست

اولین روز که نگاهم با نگاهت آشنا شد

نمی دونست از بلندی شیشه ی عمرم رها شد

حالا نزدیکه زمینه یه نفس،شاید یه لحظه

فکر نکن پشیمونم من به خدا دروغه محضه

بهونم،نازم،قشنگم صاحب چشمای نافذ

شیشه ی عمرم زمین خورد تا قیامت خداحافظ

........................................................

در تمام روزهای عاشقی که گذشت ، 
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
همین و بس!
روزهای شیرین زندگی ام با تو
آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو
حرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا ندارد
تو همیشه وفادار بمان
 و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد
نه عزیزم دیگر هیچ راهی ندارد
اینکه قلبم عاشق تو است و دیگر هیچ سرپناهی جز تو ندارد
اگر روزی بی تو باشم ، میخواهم که دنیا نباشد
اگر قرار باشد زنده باشم ، نمیخواهم هیچکسی جز تو در قلبم باشد
تو چه کردی با دل من
این نیست حال و هوای گذشته های دور من
اینک حس میکنم تویی زندگی من
گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من
یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من
خیلی دوستت دارم عشق من

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت13:33توسط arnika-xxr | |


می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوز

ز جمع آشنایان می گریزم ، به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند ، برویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

دل من ای دل دیوانه من ، که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد ، خدا را بس کن این دیوانگی ها

کسی آمد که حرف عشقو با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی
چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راهه و در قدرت ما نیست
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هرجا دلش خواست
به هر جا برد بدون ساحل همون جاست

باز امشب قلب من٬ دیوانگی از سر گرفت
شعله های خفته من آتش دیگر گرفت
روح من آزاده بود در کهکشان بیکران
لیک جسم خاکی یکدم مرا در بر گرفت
ما و دل در انتظار لحظه ی دیدار ها
میتپیم و یادی او این خانه را در بر گرفت
سرنوشت وهستی من دفتر فریاد هاست
ای دریغا نعره در سینه ام آخر گرفت
خنده بر لب٬داغ بر دل همچو لاله٬ در بهار
آتش تنهای اخر شعله در پیکر گرفت
زنده گی مجموعه ی اوراق گوناگون بود
ای خوشا آن کس کین اوراق را کمتر گرفت
شمع مرد و شب گذشت و راز دل نا گفته ماند
عشق تو عقده بردل شکوه ی دیگر گرفت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

این چیست ؟ حس گمشده ای در وجود من؟

یا هق هق غریب خدا در سجود من

آن شب که ماه پشت نگاهت خسوف کرد

تابیده بود تار وجودت به پود من

هی سنگ پشت سنگ بزن … نه,نمی روم

مجنون برکه ات شده ماه کبود من

از بس تمام شهر به تو خیره می شوند

جز خون نمانده در دل چشم حسود من !

تو بین من و او! به خدا عادلانه نیست…

هر گز نبود رابطه ی ما به سود من

چیزی به جز غزل که ندارم , از این به بعد

تقدیم چشم های تو بود و نبود من

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد


گاهی که دلم…

به اندازه ی تمام غروبها می گیرد…

چشمهایم را فراموش می کنم…

اما دریغ که گریه ی دستانم نیز مرا به تو نمی رساند…

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس…

مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست…

و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد…

و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند…

با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست…

از دل هر کوه کوره راهی می گذرد…

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد…

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد…

از چهار فصل دست کم یکی که بهار است…
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

کجا دستات گم کردم که شعر ما همه من شد

کجا پرده زصورت رفت که زخم من هویدا شد

زمان به چهره ام پا زد به صد چین و چروک وخم

کجا شن باد کورم کرد که پشتم این چنین تا شد

به اخر تو دگر دیدی تن به زنجیر محنت را

کجا پاره کنم بندت که عشق بر من معما شد

زفصل سبز ما بودن به فصل تلخ خاکستر

کجا از دل شوم راوی حکایت چون بدین جا شد

سقوط من به فرسودن به قعر بی تو پوسیدن

کجا دل خوش کنم سویی که امیدت به فردا شد

از اندوه دو چشمم نفس خشکید تا مرگم

کجا یابم دگر راهی که این تقدیر بر ما شد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

به حرمت شکوه غم …مگیرش از من
ای مهربانم منتظرتم در آن سوی خط زمان
ای تو خورشید فروزان من شبم مرا بسوزان
غم یاری کرده پریشانم  شده خاری به دل و جانم
من میگم همه باور من وقتی همه بهت میگن ستاره شب … من میگم ماه شب من
رفتی … تنهام گذاشتی …شوق یاری نداشتی … من با تو زنده بودم … اما تو  خبر نداشتی نازنینم
تو نگاهت دیگه وفایی نیست
*نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
اینو بدون هنوز یار تو هستم *به هیچکس دل نبستم
من زخمم تو مرحمی ….من راهی تو موندنی
درگاهت سجدگاه من     بگذر از گناه من
سر تا پا شوق گفتنم در حال شکفتنم
ای دلیل قاطع هستی … صفای عالم مستی
چه ترسم از درد بی درمانی … که دارم چون تو درمانی
چه باک از کفر و اهریمن … تو در من نور ایمانی
عزیزترین همسفری در همه دقایقم
گنج قفس میتونم باشم بی هم نفس میتونم باشم …..ولی بی تو نمیتونم باشم
حرف یار من جز عشق حرفی نیست  و دوست داشتن تنها به گفتن نیست
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

~*~*~*~*~*~*~*
باز هم ، آمدی تـــــو بر سر راهم آی عشق ، می کنی دوباره گمراهم
دردا، من جوانــی را به سر کردم تنها ، از دیار خود سفــــــــر کردم
دیریست،قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است
دریــــــا، اولیـن عشق مرا بردی دنیــــــــــا، دم به دم مرا تو آزردی
دریــــــا، سرنوشتــم را بیــاد آور دنیــــــــــا، سرگذشتم را مکن باور
من غریبــــی قصـــــه پــــــردازم چـــون غریقــــــی غـرق در رازم
گم شــدم در غربـــــت دریــــــــــا بی نشـــــــان و بـــــــی هم آوازم
مـی روم شب هــا بــه ساحـل هــا تـــــا کــه یابـــــم خلـــــوت دل را
روی موج خستـــــــــــه دریــــــا می نویســـم اوج غم هــــــــــا را
*~*~*~*~*~
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت13:32توسط arnika-xxr | |

سلام خوبین

دیروز من داداشیم با هم دعوا کردیم

 نه که بگم من مقصر نیستم ولی اونم این وسط بی تقصیر نیست

خب چرا بامن میگیره

 وسط دعوا همچین سرته کردم که نزدیک بود هر چی سحری خورده بودم بالا بیارم

  مامانو بابام هی طرف اونو میگیرن این قدر اعصابم خورد میشه که نگو

 بعد اینکه یه ساعت با هم دعواکردیم حالا سر چی ولش کن

 نمی خاد بگم چون اعصابم خورد میشه

 بعدش من اومدم تو اتاقم درو پشت سرم محکم کوبیدم به هم

 اونم بعد من اروم رفت تو اتاقش ودیگه هی چی نگفت

بعضی وقتا ایقدر آرامشش دیوونم میکنه که میخوام برم همه ی کتا باشو پاره کنم ( زورم که به خودش نمیرسه )

حالا امروز داداشم در زده اومده تو اتاقم

از همون اول فهمیدم اومده منت کشی (آخه اون یه بارم تو عمرش درنزده همیشه سرشو میندازه پایین میاد تو )

صد دفعم با هم سر این موضوع دعوا کردیم

  که آخرشم خودم مجبور شدم وقتی میخوام برم تو اتاقش در بزنم  اون که یه دفعه در نمی زنه میترسه دستش فلج شه 

  اخه طلفکی

منم میدنستم سلام گرگ بی طمع نیست

گفتم چی میخای؟

 گفت هیچی اومدم معذرت خواهی کنم بابت دیروز

منم گفتم آره جون عمت منم باور کردم که اومدی معذرت بخای

 ( ولی نه راستی راستی اومده بود معذرت بخاد) 

گفت خب دیروز مانباید دعوامیکردیم وبا ید مینشستیم حلش می کردیم .....

 منم قبل اینکه دوباره بخاد دعوامون شه بخشیدمشو رفت بیرون

 حالا که دارم فک میکنم دلم به حالش میسوزه

 اخه چرا من نرفتم ازش معذرت بخام که اون پاشه بیاد

 مثلا اون ازم بزرگ تر چرامن نرفتم

 باور کنید وقتی اومد عذر خواهی کنه دلم میخواست اب شم برم تو زمین

اخه من چه داداش مهربونی دارم

نه حالا که باز فک میکن م میگم چه داداش ظالمی دارم که من سر و ته کردنمی بخشمت

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت0:55توسط arnika-xxr | |


بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و

زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !

☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻

مرد اولی : امان از دست این زنها ! زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !

☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !

☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :

مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت0:30توسط arnika-xxr | |

 خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من 

 ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت


+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت13:32توسط arnika-xxr | |

روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟
هيچـــ كســ

ويراني ام را حســـ نكرد


روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟


کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .


مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !


نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی


از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار


.


.


.


و امــــــــروز


بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد


تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را


ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم


مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت22:2توسط arnika-xxr | |

عشق دلیل میخواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

نظره تو چیه؟


                                         نظر بگذارید

+نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت21:55توسط arnika-xxr | |

1.موهای سیخ سیخی

2.  برداشتن زیر ابرو - بالای ابرو-اینور ابرو- انور ابرو-وسط ابرو. به طوری که مثل نخ بشه و دخترای عزیز بتونن جوراباشونو با اون بدوزن!!

3.  ورر رفتن با گوشی موبایل دسته دومشان. حاوی سیم کارت از نوع ۳ عدد ۱۰۰ تومانی(یکی بخر ۳ تا ببر)

4.گذاشتن ریش به مقدار کافی (بابا بالاخره باید یه جوری فهمید اینا پسرن دیگه)

5.شلوار شل و ول (مثل خودشون) که داره از پاشون می افته و ۱۰ بار جویده شده (از دهن اومده بیرون)اگه زانوهاش قدری پاره و روفو شده باشه بهتره.

     تذکر:شلوار هر چه قدر از بالا کوتاه تر باشه مفیدتره

     الف)در مصرف پارچه صرف جویی میشه. ب)دخترای عزیز می تونن یه شکم سیر بخندن

6. به همراه داشتن یک هاپوی مفلوک و بیچاره که به متر کردن خیابوون ها عادت داشته باشه

7.نگرفتن ناخن های انگشت دست!

8.بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني(مخصوصا شبکه های ایران)!

9) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا(هایپ و ردبول و ...)!

10) اظهار عدم تمايل به ازدواج!

11) تظاهر به عصبي بودن

فقط دختــــــــــــــــــــــــــــرخانومــــــــــــا رو عشقه!!!

=ــ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=-=ـ=ـ=-=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ==ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=ـ=-=ـ=ـ=-=ـ=ـ=

زن خودش را زیبا میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد،تکامل یافته تر از مغز اوست!!! !

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 12:25 توسط ♥.• میــنا ♥.•| 13 lOvElY KiSseS |

مرد آمد و دردی به دل عالم شد

از روز ازل قسمت زن ها غم شد

در دفتر خاطرات حوا خواندم

جانم به لبم رسید تا آدم شد!

روز زن رو به همه زجــــــــــــر کشان عالم هستی که جــان و روح خود را برای تعلیم موجـــــودات ناشــــــــناخته ای به نام مـرد نثار میکنند تبریــــــــــــــــــــــــــک میگم!!!

مادرم:

کاش  می شد من از این دایره پرواز کنم

مثل آن شبنم یخ بسته گل های سپید در تو تبخیـــــــــــر شوم......


روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو صبوری!

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو دلواپسی!

روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خواب های کودکانه تو بیداری!

روز مادر یعنی بهانه ی بوسیدن خستگی دست هایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد!

روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سال های دلتنگی تو بود!

روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

مادرم روزت مبـــــــــــارک...

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 12:3 توسط ♥.• میــنا ♥.•| 31 lOvElY KiSseS |

سلاااااااااااام خوکشلای خودم

چطورین مطورین؟؟؟

من که عالیم!!!خب اومدم که بهتون یه خبر خوش بدم!!

میدونین امروز چه روزیه؟عمراً اگه بدونین!انگاه به تقویمم ننداختی؟؟بزرگ حک شده هاااااا!!! امروز ، روز میلاد با سعادت و خجسته ی من هستش!

جا داره در همین جا از آن مادر و پدر ستمدیده و مظلوم که  بعد 16 سال ، هنوز بنده رو با اردنگی از خونه ننداختن بیرون تشکر ویژه داشته باشم! 

.

.

.

اووووووووووووووه clapping.gif clapping.gif clapping.gif.......حالا دست دست دست دست قر آی قلقلی قر بده آی قلقلی......کمـــــــــــــــــــرو...قوس کمرو...انعطاف بدنو!!!!حالا دست به کمرو و باسن شوووو...

بابابیاین وسط!!این جا همه همه جوره میرقصن:ایران؛عربی؛تکنو و... خلاصه چراغا خاموشن تا تو رو ببوسم یه نگاه کن به من جونت بسته به جوووووووووووونم........!!!نترسین بابا..........

قرش بده..قرش بده!!! Xپارتی شد!!!!!!!

واااااااااااااااای یکی این جا منو بگیره!!!

خب چی میخورین؟؟؟؟؟شربت و بستنی یا ویسکی و شامپاین و 6پهلوانو....؟؟؟؟ drinks.gifشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

اینجانب دانشمند فیلسوف و خوش ذوق و سلیقه در تاریخ: یک خرداد در ساعت 1و نیم نصف شب به دنیا اومدم تا اطرافیان خود را زجر بدهم!!!!!!!!!!(از بچگی این کرمه میلولیده!!!آخه ساعت 1ونیم چه خبر بوووده من نمیدونم!!!)

خب بیخیلش به هر حال آش کشک خالست دیگه نمیشه کاریش کرد!! حالا همه با هم بخونین:

تفلـــــــــــــــــــد تفلــــــــــــــــد تفــــــــــــــــلدت مبارک!!

 

 

مبارک مبارک مبارک تفلدت مبارک ......... لبت شاد و دلت خوش که 100سال زنده باشی....... الهی من فدات شم تفلدت مبارک..... فدای اون چشات شم تفلدت مبارک!!

خب....خب...خب...............اینم از کیکم!!! حالا نوبت شمع ها و کادو هست!!!!!!!

بابا دستتون درد نکنه که تشریف آوردین...

ولی خب کافیه دیگه؛به قول شاعر:مهمان سخت عزیز است ولی همچو نفس خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود!!!!!!!

دیگه زیادیتون میکنه اونوقت رو دل میکنین میمونین رو دست بابا و مامانتون بعد اونا میان یقه منو میگیرن!!

شـــــــــــــــــــــــــــــوخی کردماااااااا..بیاین پیشم...

 دوسمتـــــــــــــــــــــــــون دارم!!!می بوسمتـــــــــــــــــون!!

فعــــــــــــــــــــــــــــلا باااااااااااااااای تا هاااااااااااااااااااااای!محصل


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت20:40توسط arnika-xxr | |

زبان دختر های امروزی

خوشگل=خوجمل

خوبی=خوفی

جیگرتو بخورم=جیگلتو بخولم

عشق منی=عجق منی

قربونت برم=قابونت برم

چطوری=تطوی

چی کار میکنی=چیکال میکنی

سلام=شلام

دختر=دخمل

پسر=پسمل

عزیزم=عجیجم

جون=جونزززززززززز

بی تربیت=بی تلبیت

بی ادب=بی عوض

دوست ندارم=اصنم نی خوام

نمی دونم=نیدونم

دوست=دوکس

نتیجه:

در پایان به ابراز عشق یه دختر ایرانی به یه پسر ایرانی:

شلام قلبونت بلم.تطولی؟جیگلتو بخولم پسمل من نیدونی  چقد دوکست دالم.


+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت15:36توسط arnika-xxr | |